چند پ ن پ
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده ریچارد.
رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم.
رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ میگه برا کباب؟
پـ ن پـ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم میخوام.
بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 12:32 توسط نصرالله ابافت
|
سلام به وبلاگ دانشجويان پرستاري دوره ي 21 خوش آمديد