من خستم از تنهاییه چند نفرمون // از اینکه تو مشکلات نمونده جایی واسه هم
مثل نگاه شیر تو قفس باغ وحش // دلخوش به ترم بعد / گرفتاره باده سرد
خسته از اینکه هیچکدوم هوای همو نداریم // از اینکه خراب میکنه تلاش من رو قوانین
خسته از تیکای عصبیه پاییزی // خسته از آرامش الکیه تاریکی

خسته از ایمان پایین من و تو // خسته از زمان زودگذر شب و صبح
خسته از اینکه هر چی میخونم نمیفهمی
اما وقتشه به نور بشیم نزدیک // میبینم که بازم نمیخندی.....