زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه؟ ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه؟ تو اگر گوشه ی محراب نشستی صنمی گفت چرا؟ من اگر گوشه ی می خانه نشستم به تو چه؟ تو که مشغول مناجات و دعـــائی چه به من من که شب تا به سحر یکسره مستم به تو چه؟ آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بکند تو که خشکی چه به من من که تر هستم به تو چه؟
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23:7 توسط دانیال شرف الدین
|
سلام به وبلاگ دانشجويان پرستاري دوره ي 21 خوش آمديد