عصر روز اول مدرسه (ببخشيد دانشگاه) مكالمه ي دو آقاي ورودي جديد!

- محمد! اين آقا ناظم دانشگاه كجاست؟ من از صبح تا حالا دنبالش مي گردم!

- بابا دانشگاه كه ناظم نداره! تازشم داداشم مي گفت صف وايسادن هم نداره!

- نهههه؟ يعني اگه من الان با اين كتاب بكوبم تو سر يكي٬ در برم!
 
 نمي تونه پيش آقا ناظم شاكي شه!

- ببين! پس اخلاق٬ انسانيت ...! آخ! ســــرم! اين با كتاب زد تو سر من٬ در رفت!

سر كلاس درس يه آقاي ورودي جديد دستشو بلند مي كنه:

- آقا اجازه! ما بريم دستشويي !؟ استاد:برو عزيزم! خانم  شما برا چي مي خندين؟

- خانوم اجازه! نه آقا اجازه! اين به جاي اينكه بگه استاد؛ ميگه آقا! هر هر هر..